الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
28
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) أسود بن مطلّب به او گفت : از راه ساحل دست بردار و راه عراق را در پيش بگير . صفوان گفت : آن را بلد نيستم . أسود گفت : من تو را به بهترين راهنما معرفى مىكنم كه اين راه را با چشمان بسته طى مىكند ! و او فرات بن حيّان عجلى است . صفوان قبول كرد و شخصى را به دنبال فرات فرستادند تا بيايد . آنگاه صفوان به او گفت : مىخواهم به شام بروم و از آنجا كه راه ساحلى را محمد و همپيمانهاى او بستهاند ، مىخواهم از راه عراق بروم . فرات گفت : من شما را از راه عراق مىبرم و هيچ يك از اصحاب محمد به اين راه نزديك نمىشوند پس خود را آمادهء حركت كنيد . پس از آن كه زيد و يارانش كاروان را تصاحب كردند ، آن را بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عرضه كردند و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله خمس آن را به اندازهء بيست هزار درهم بود ، برداشت و بقيه را بين اهل سريّه تقسيم كرد . و به فرات بن حيّان گفته شد ، اگر مسلمان شوى تو را رها مىكنيم و الّا تو را به قتل مىرسانيم و او اسلام آورد و مسلمانان رهايش كردند . « 1 » ( 2 ) ازدواج ام كلثوم با عثمان در مورد حوادث سال سوم هجرى در ماه جمادى الثانى طبرى از واقدى نقل مىكند : در اين ماه ام كلثوم ، دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله با عثمان ازدواج كرد و عثمان سه ماه پس از وفات خواهرش رقيّه كه در ربيع الاول همين سال اتفاق افتاده بود ، با او ازدواج كرد . « 2 » ( 3 ) امّ شريك خودش را به نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله هبه مىكند . در ماه رجب الحرام اين سال صحبتى از جنگ و غيره به ميان نيامده است و يعقوبى مىنويسد : در مورد همسران رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعد از خديجه و سوده و عايشه ، ام شريك غزيّه دختر دودان عامرى از كسانى بود كه خود را به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله هبه كرد و سپس حفصه دختر عمر را شمرده است . « 3 »
--> ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 197 - 198 و ابن اسحاق اين خبر را خلاصه كرده و مىگويد : در اين كاروان ابو سفيان بن حرب هم حضور داشت ( ج 3 ، ص 53 ) و طبرى خلاصهء خبر واقدى را از ابن اسحاق نقل كرده و گفته است كه صفوان و ابو سفيان در اين كاروان حضور داشتهاند . ج 2 ، ص 492 - 493 و ظاهرا وى اين خبر را از سيرهء واقدى نقل كرده است نه از مغازى . و طبرسى هم خبر آن دو را در اعلام الورى ، ج 1 ، 174 - 175 آورده است . ( 2 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 491 ، الكامل ، ج 2 ، ص 100 ، المنتقى ، ص 116 و بحار الانوار ، ج 20 ، ص 12 . ( 3 ) . يعقوبى ، ج 2 ، ص 84 .